العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

148

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

شوم مرا همسايه‌اى است كه پيوسته از صداى او بيدار ميشوم قرآن ميخواند و مكرر ادامه ميدهد و مشغول دعا و گريه و زارى است پنهان و آشكارا در باره او جستجو كردم از تمام كارهاى حرام خوددارى مىكند . فرمود ميسر بگو ببينم چيزى از راهى كه تو در آن قدم برميدارى اعتقاد دارد . گفتم خدا ميداند . گفت سال بعد به حج رفتم از خود او در اين مورد سؤال كردم ديدم اعتقادى بامامت ندارد . خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيده گفتم . باز پرسيدند آيا اعتقادى به اين راه كه تو گام بر ميدارى دارد . گفتم نه . فرمود ميسر كدام محل احترامش از همه جا در نزد خدا بيشتر است عرض كردم خدا و پيامبر و پسر پيامبرش ميدانند . فرمود ميسر ! بين ركن و مقام است كه باغى از باغهاى بهشت است و ما بين قبر و منبر پيامبر كه باغى از باغهاى بهشت است اگر بنده‌اى را خداوند عمر طولانى بدهد و او را عبادت كند بين ركن و مقام و بين قبر و منبر هزار سال و بعد او را در رختخوابش مظلوم بكشند مثل كشتن گوسفند سفيد سپس بملاقات پروردگار رود بدون ولايت ما بر خدا لازم است او را با سر ميان آتش جهنم اندازد . توضيح : شايد اختصاص بگوسفندى كه سفيد باشد كه بعضى معنى اصلى را چنين گفته‌اند يا گوسفندى كه سفيدى او بيشتر از سياهيش باشد به جهت آن است كه زودتر كشته مىشود . قصص الأنبياء : ابن مسكان از حضرت صادق از آباء گرامش عليهم السّلام نقل كرد كه موسى بن عمران به مردى گذشت كه دست بسوى آسمان بدعا برداشته بود موسى بدنبال كار خود رفت هفت روز گذشت كه به آن محل نيامد پس از هفت روز برگشت ديد دستش را بلند كرده و دعا مىكند و زارى و تضرع دارد و حاجت خود را از خدا ميخواهد خداوند بموسى وحى كرد كه اى موسى اگر آنقدر دعا كند كه زبانش قطع شود دعايش را مستجاب نمىكنم مگر اينكه بدر خانه من بيايد از راهى كه به او دستور داده‌ام .